پست وبلاگ

یادداشت هواداران/تراکتور و مشکلی که باید حل شود

یادداشت هواداران/تراکتور و مشکلی که باید حل شود

تراکتور از بدو بازگشت دوباره به لیگ برتر، بیشتر از آنچه که یک مجموعه سیستم محور باشد، یک باشگاه مدیر محور نشان داده است. افراد با سلایق متفاوت آمده اند، زحمت کشیده اند، از شکست ها درس عبرت گرفته اند، دستاورد های ارزشمندی بدست آورده اند اما با رفتن خود همه این تجارب گرانبها را نیز با خود برده اند. در مدیریت مجموعه های بزرگ کشورهای پیشرفته تجارب مدیران قبلی با رفتن آنها از بین نمی رود بلکه به سیستم تزریق می شود. مدیران می روند اما سیستم می ماند. در مجموعه های ما، زمانی تصمیم به تغییر مدیریتی گرفته می شود که به فاجعه نزدیک شده ایم و یا در فاجعه غوطه ور هستیم و یا حتی در تشخیص دقیق زمان بحران اشتباه کرده ایم. اما در کشورهای سیستم محور، زمانی تغییرات انجام می پذیرد که استنباط شود مدیر فعلی هر آنچه که در چنته داشته است را به سیستم انتقال داده است و بیشتر از این نمی تواند بر مجموعه تأثیر مثبت داشته باشد.

در باشگاه تراکتورسازی تقریباً همه دستاوردهای مثبت مدیران قبلی از جانب مدیران شاغل در وقت نادیده گرفته شده است. مدیری آمده است بنایی با همه نقاط ضعف و مثبت خود برافراشته است اما مدیر بعدی هرگز نخواسته است که نقاط ضعف آن بنا را بر طرف کند، بنا را با خاک یکسان کرده است تا ساختمانی بر میل ایده های خود بسازد. چرا که هر که آمده است تصور بر این داشته که زمان مناسب برای پیاده سازی ایده های خود خواهد داشت اما واقعیت اینست که نداشته است! این یک تصور اشتباه در ذهن مدیران ما است که: ” باید علف های هرز گذشته را به همراه همه محصول آن با خاک یکسان کنیم تا مزرعه ای نو بسازیم!”

ثبات، مهمترین مسأله در موفقیت یک باشگاه فوتبال است. همه ما درباره آن کم و بیش شعارهایی می دهیم اما مدیران ما حتی نمی توانند بازیکنان را مجاب به امضا کردن قراردادهای دو ساله کنند. در هیچ باشگاه بزرگ و موفق دنیا تغییرات بیشتر از ۳۰% نیست. خرید و فروش های آنها بر پایه معیار های خاصی ست. به نظر این انتظار از مدیری که مدیریتش به یک سال هم نمی انجامد رؤیایی ست. اگرچه تغییرات با ماندگاری سیستم همراه بود قابل هضم بود اما جالب اینجاست که هر که می رود همه داشته های مثبت خود را نیز با خود می برد و هر که می آید این بنا را با خاک یکسان می کند و انتظار دارد کاخ رؤیایی خود را بسازد و اینجاست که هر سال و در پایان فصل، هوادارن می مانند و یک ساختمان نیمه کاره و فصل جدید و وعده و وعید های جدید.

درباره ی اکوتو

اکوتو ، یعنی اقتصاد و گردشگری در خدمت هم ، در کنار هم ، گردشگری صرف برای قشر مرفه جامعه است و اقتصاد صرف ، برای کسانی است که فکر می کنند زندگی فقط پول است ! باید پول درآورد و از زندگی لذت برد ، گردشگری شاید بهترین لذت دنیاست...

مقالات مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *