پست وبلاگ

یادداشتی بر سیاهه های احساسی؛ تونی هرچه بود مقبول این مردم بوده و است

یادداشتی بر سیاهه های احساسی؛ تونی هرچه بود مقبول این مردم بوده و است

گروه ورزش و سرگرمی اکوتو؛ تراکتوریها به جرأت فوتبال فهم ترین مردمان ایران هستند. اگر چنین نبود آنها برابر تیم های بسیار قدرتمند درخواست های غیر منطقی می داشتند. فلسفه شعار “عیبی یوخ” در جمله:” برای پیروزی بجنگ و صادقانه با ارائه یک بازی زیبا، هواداران را بوجد آور، نتیجه بدست آمده مهم نیست” خلاصه شده است.

دلیل مقبولیت تونی نزد هوادار، بالا و پایین پریدن های این مربی نبود، آنها شیفته فلسفه کاری و صداقت این مربی بودند نه عاشق سیبیل ها و بی تابی های کنار زمین وی. هرچند همه این بی تابی ها نشان یک تعصب بزرگ بود.

متأسفانه عده ای هرگز توان تجزیه و تحلیل مسائل را ندارند، این افراد در تبلیغ از سوی دیگران جزو آسیب پذیرترین افراد جامعه هستند. تراکتورسازی با آمدن تونی نتنها در قد و قواره های یک مدعی تمام عیار ظاهر شد که هراس را بر دل هر تیمی می انداخت بلکه هوادار را نیز به آرزوی دیرینه خود رساند، لذت بردن از یک بازی روی زمین.

اولین تبلیغات علیه تونی در برنامه ورزشی پر طرفدار در کشور کلید خورد. پس از آن هر کارشناس و گزارشگری به خود اجازه داد تا نماینده ملیون ها هوادار را به باد استهزاء بگیرد. از گزارشگر اصفهان تا کارشناسی که سالها در همین لیگ دوی ایران نیز مشتری ندارد!

شاید اگر بازخورد ها در زمان مناسب صورت می پذیرفت، دیگر احد الناسی به خود جرأت نمی داد تا از آب سفسطه آلود، ماهی مغلطه آلا صید کند. باید از گزارش گر اصفهانی پرسید، جست و خیز در کنار زمین فوتبال یا نوشتن انشاء، کدامیک غیر طبیعی تر است!؟

باید از هوادارانی که منتقد تونی هستند پرسید در روزهای بازی، کجا هستند؟ آیا آنها در خانه نشسته و در خانه به تشویق تراکتور می پردازند یا اینکه در استادیوم خود را به کری زده اند؟ همه آنهایی که در استادیوم بودند همان هایی هستند که دهه ها با این تیم و در کنار این تیم زندگی کرده اند. آنها فوتبال را می فهمند، آنها تونی را مقصر اوضاع بوجود آمده نمی دانند. آنها روز جمعه حتی پس از باخت، سرمربی خود را بشدت تشویق کردند. وظیفه یک سرمربی مذاکره با بازیکن نیست!

شاید فراموش کرده اند که تراکتور با خطیبی در سراشیبی سقوط، هر آن در حال واژگون شدن بود و تونی با ۸ پیروزی، یک تساوی و یک باخت آمار شگفت انگیز از خود به جای گذاشت. و شاید فراموش کرده اند که همین دو بازی که به برد تراکتور منجر نشد دست پخت آقای فغانی بود.

آنها فراموش کرده اند که تونی اصلاً برای چه آمد! تونی نیامد که تراکتور را در آسیا قهرمان کند! او آمد تا تراکتور در حال چپ را دوباره به کورس مدعیان برگرداند که الحق و الانصاف شایسته ترین مربی ۱۰ هفته پایانی این لیگ بود.

آیا ما نمی بینیم که خطیبی با سیاه جامگان کجای جدول قرار دارد؟
آیا نمی بینیم که تیمهای اسکوچیچ و منصوریان به چه حال و روزی افتاده اند؟
آیا نمی بینیم که پرافتخارترین مربی لیگ برتر بیکار است!؟

آیا فراموش کرده ایم که تراکتور با همین تونی دوبار نایب قهرمان لیگ برتر شده است؟
آیا فراموش کرده ایم که تنها جام رسمی تراکتور توسط همین تونی بدست آمده است؟
آیا از فوتبال چیزی می دانیم؟ آیا معنی و تبعات فروپاشی اسکلت یک تیم را می فهمیم؟

در لیگ واقعاً چه باید می شد که با آمدن تونی نشد؟ او تیم رده پنجمی در حال سقوط را با تمامی نا مهربانی ها به رده دوم رساند که از نظر مردم این تیم قهرمان واقعی لیگ چهاردهم بود و هست و خواهد بود.

آیا تونی باید در ضربات کرنر نفت جای لک را می گرفت!؟
آیا او باید کارت قرمز ناحق تیموریان را باطل می کرد؟
تراکتور با همین ده نفر نیز فرصت داشت تا گل چهارم را به ثمر برساند آیا تونی باید پنالتی روی فرید کریمی را اعلام می کرد؟

تأسف برانگیز است که در این بهبوهه عده ای از آب گل آلود ماهی می گیرند و به پرافتخارترین سرمربی تاریخ باشگاه می تازند!

اگر حتی تونی در نتایج ضعیف امسال مقصر است که نیست، نباید عقبه این مربی مورد سؤال قرار بگیرد چرا که تونی ۲ عنوان نایب قهرمانی و یک قهرمانی را به این مردم هدیه داده است.

درباره ی طاهر صاحبی

مقالات مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *