پست وبلاگ

تفرجگاه‌هایی که تنها به چشم هزاران ایرانی می‌آید

تفرجگاه‌هایی که تنها به چشم هزاران ایرانی می‌آید

در روزگاری که فشار مشکلات اقتصادی، زندگی شهری را از همیشه ملال آورتر کرده و نیاز شهروندان به امکانات تفریحی و محیط های گشت و گذار و تفرجگاه‌ها برای فرار از مشکلات روحی و بازسازی فکری بیش از هر زمانی احساس می‌شود، نیم نگاهی به پاتوق شهروندان در روزهای آخر هفته و تعطیلات، نشان می‌دهد که مسئولان چقدر در این زمینه ها از جامعه عقب هستند.

این را می‌شود از پارک ها و بوستان هایی دریافت که اگر قصد گذراندن زمانتان در روزهای آخر هفته در آنها را داشته باشید، باید از روز قبل برای یافتن جا در آنها برنامه ریزی کرده باشید، وگرنه یافتن جایی برای نشستن یا عبور از گره های ترافیکی، سبب خواهد شد که اندک اعصاب باقی مانده از یک هفته کاری هم به هدر برود و خسته تر از همیشه از تفرج به منزل بازگردید!

این در حالی است که اگر برنامه ریزی هم کنید، باز تفریح چندان خوبی نخواهید داشت، چون پارک ها و تفرجگاه های شناخته شهرها آنقدر متقاضی دارند که در تعطیلات جای سوزن انداختن در آنها یافت نمی‌شود و به تناسب سیل جمعیت، خالی از تنش و در یک کلام «آرامش بخش» نیست.

جالب‌تر اینکه این اوضاع به قدری در کشورمان رایج است که برای تشریحش لازم نیست یک بوستان خاص در یک شهر خاص را مثال بزنیم بلکه تقریبا همه ساکنان همه شهرهای کشور به خوبی با آن آشنا هستند و به قول معروف، صابون کمبودهای تفرجگاه به تنشان خورده است؛ چه ساکنان تهران، اصفهان، تبریز و دیگر کلانشهرها باشند و چه اهل شهرستان های کوچک تر که همه گشت و گذارها در شهرشان به یک پارک کوچک محدود می‌شود.

با این مقدمه می‌توان دریافت که چگونه برخی حاضرند برای چند ساعت دور شدن از فضای شهر در روزهای آخر هفته، ساعت ها رنج راه را به جان خریده و راهی تفرجگاه های دور از شهر شوند بلکه در کنار رود یا زیر سایه درختان دمی استراحت کرده و انرژی لازم برای تحمل یه هفته ملالت بار دیگر در شهر را ذخیره کنند؛ اما آیا اوضاع در حومه و بیرون شهرها بهتر است؟

بیایید مثال بزنیم: اگر اهل کرج باشید، برای بهره بردن از اکسیژن و خنکای هوای ساوجبلاغ مجبورید که ترافیک منتهی به این منطقه در آخر هفته را به جان خریده و با انبوه خودروهایی که با انگیزه‌ای مثل انگیزه شما از پارکینگ درآمده‌اند، راهی این منطقه خوش آب و هوا شوید و با همین ترافیک به منزل بازگردید؛ با انبوه افرادی که وقتی به آن خطه می‌رسند، جا برای توقف ندارند، هیچ امکانات رفاهی به چشم نمی‌بینند و… .

این اوضاع به شکلی مشابه در دیگر شهرها هم به چشم می‌خورد؛ برای نمونه، یکی از مقصدهای تفریحی اصفهان نشینان، به ویژه اهالی غرب اصفهان، «فریدونشهر» است که در بهار و تابستان با جاذبه های طبیعی مانند آبشارهای دیدنی، دشت ها و کوه های چشم نواز، انبوه مسافران را به سمت این شهرستان می‌کشاند. آنقدر که جای خلوت نمی‌ماند، ولی دریغ از تسهیلات رفاهی برای انبوه گردشگران.
براستی چرا اوضاع این گونه است؟ چرا وقتی مسئولان در ساخت بوستان و تفرجگاه از نیازهای جامعه عقب هستند و دست کم تلاش نمی‌کنند تفرجگاه هایی که مردم شناسایی می‌کنند و برای رفتن به آنجا از خود رغبت نشان می‌دهند هم با امکانات اولیه تجهیز نمی‌شوند؟ آیا نمی‌شود برای دایر کردن سرویس های بهداشتی، تجهیز پاتوق های شهروندان به سطل های زباله، منقل های کباب پختن و یا احداث سایه بان و نصب چند نیمکت شهری، نشان داد که به فکر رفاه حال مردم هستیم؟

چگونه است که همه این تفرجگاه ها بعد از آنکه چندسال که پاتوق مردم می‌شوند و سیل گردشگر ثابت می‌یابند با احداث غرفه های تجاری، پارکینگ، مجتمع های تفریحی و… به محل کسب درآمد برای شهرداری ها تبدیل می‌شوند، ولی کسی برای ارائه خدمات در راستای گردشگری در آنها پیش قدم نیست؟ آیا این کوتاهی و نشانه آشکار بی توجهی به خواسته های مردمی نیست؟!

درباره ی اکوتو

اکوتو ، یعنی اقتصاد و گردشگری در خدمت هم ، در کنار هم ، گردشگری صرف برای قشر مرفه جامعه است و اقتصاد صرف ، برای کسانی است که فکر می کنند زندگی فقط پول است ! باید پول درآورد و از زندگی لذت برد ، گردشگری شاید بهترین لذت دنیاست...

مقالات مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *