پست وبلاگ

خشکسالی در روستا بیداد می‌کند

خشکسالی در روستا بیداد می‌کند

اینجا هنوز کوچه‌ها با اندک نم باران، بوی کاهگل می‌گیرند،در حال هوای گذشته فرو می‌روی و بر بال زمان، تا دوردست‌هایش با گام‌هایی سنگین.اینجا اگر به چشم دل بنگری زودتر دلت می‌گیرد، اینجا فراموش‌خانه ای است دور از انتظار… زیرا چشم‌ها تو را می‌بینند و حاضر به اندک توقف مردمکی و شاید مجالی بر تو و مشکلاتت نیستند.

در امتداد جاده حاجی‌آباد بیرجند و ۱۴ کیلومتری این شهرستان حرکت می‌کنم هنوز ۵۰ متری از شهر فاصله نگرفته‌ام که در لابه‌لای انبوهی از پلاستیک‌های رهاشده در بیابان، آتش عظیمی به چشم می‌خورد.دود غلیظی از آن به آسمان می‌رود و بوی بدی را پراکنده کرده است. گویی تمامی زباله‌های سطح شهر در اینجا، درست چند قدمی بیرجند و در مسیر رفت‌وآمد هزاران شهروند سوزانده می‌شود.

بدون جستجوی بیشتر در مسیر جاده به سمت روستایی به نام «چاحوض» پیش می‌روم. اثری از خط‌کشی وسط جاده به چشم نمی‌خورد و جاده همانند ماری سیاه و زخمی از لابه‌لای کوه‌ها مرا با خود به سمت روستای چاحوض هدایت می‌کند.به هر پیچ تند از جاده که می‌رسم نفسم حبس می‌شود، چشمانم را بسته و ناخودآگاه صلوات می‌فرستم چراکه طرف دیگر جاده به دلیل وجود کوه‌ها دیده نمی‌شود و کمبود تابلوهای علائم رانندگی هم نقش کمرنگی را ایفا می‌کند.

عرض جاده بسیار کم است به‌طوری‌که حتی اگر اندکی آهسته برانی ماشین کناری آن‌قدر نزدیک است که می‌توانی صدای زمزمه سرنشینانش را بفهمی! بیست‌دقیقه‌ای می‌شود که در این جاده درحرکتم. بالاخره پس از گذر از فراز و نشیب‌هایی چند به روستای چاحوض می‌رسم.

بی‌توجهی مسئولان نسبت به رباط چاحوض

به سمت جاده فرعی روستا که می‌روی در سمت راست جاده کاروانسرایی را می‌بینی که آرام روزگار می‌گذراند.رباط چاحوض یکی از کاروانسراهای دوره صفوی است، درحالی‌که ثبت میراث فرهنگی شده اما هیچ جای تاریخ از آن به‌عنوان نگین درخشانی برای این روستای محروم نام‌برده نشده است. بی‌توجهی مسئولان نسبت به آن باعث رنج اهالی آن روستا شده است. در فاصله هزار متری تا چاحوض خاکی و مملو از چاله است و گردوغبار آن هر انسانی را می‌آزارد.

چند گام که پیش می‌نهی، خود را در محله‌ای قدیمی می‌بینی که در آن، زمان ایستاده است، ۱۰۰ سال، ۲۰۰ سال، ۳۰۰ سال… شاید هم بیشتر!جلوتر می‌روم ورودی روستا درختان نیمه خشکیده زرشک که بر اثر خشک‌سالی تصویری ناخوشایند را در قاب نگاهت می‌نشاند از دور خانه‌های گلی همچون نقطه‌های سیاه، بوم‌رنگی منطقه خوش‌نشین شهر را نشانه رفته است.

جاده چاحوض جولانگاه مرگ و زندگی

 از اهالی روستا به نام محمد حسنی می‌گوید: جاده چاحوض به دلیل کم‌عرض بودن و نداشتن شانه خاکی بسیار خطرناک است.وی بابیان اینکه برادرم سال ۹۱ در این جاده تصادف کرد، می‌افزاید: این جاده بدترین خاطره زندگی‌ام را رقم زد چراکه برادرم را که دارای یک بچه خردسال است را به کام مرگ فرستاد.حسنی با چشمانی که گویی غم بزرگی را در خود پنهان کرده است، می‌گوید: جای شگفت است که مسئولان مربوطه با دیدن این‌چنین حوادث ناگوار بازهم فکری برای کم کردن تصادفات نمی‌کنند.

وی با کشیدن آه عمیقی، می‌افزاید: به‌طور یقین رفت‌وآمد در چنین جاده‌ای، بازی کردن باجان انسان‌هاست.یکی دیگر از اهالی روستای چاحوض با اشاره به زخم‌های صورتش که یادگاری از تصادف در جاده این روستا به‌جامانده است، می‌گوید: چندی پیش به دلیل بی‌توجهی راننده‌ای دیگر و عرض کم جاده، از جاده خارج شدیم.

زهرا شکرابی ادامه می‌دهد: به خواست و عنایت الهی شوهرم صدمه چندانی ندید اما من از ناحیه صورت دچار جراحات شدیدی شدم.وی درحالی‌که لبخندی تلخ بر لب دارد، می‌افزاید: جاده چاحوض بخشی از مشکلات این روستای فراموش‌شده است و این روستا با مشکلات زیادی دسته و پنجه نرم می‌کند.

لزوم توجه مسئولان به مشکلات روستائیان

یکی دیگر از اهالی روستا می‌گوید: در روستا افراد جوان کم داریم و همه کارها بر عهده پیرمردان است، بااین‌حال برای عمران و آبادسازی روستا در نیروی انسانی از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند.محمود چاحوضی بابیان اینکه این روستا توجه ویژه مسئولان را می‌طلبد، می‌افزاید: نبود خانه بهداشت و خانه عالم ازجمله مشکلات اساسی روستا است.وی در کنار دیوار درحالی‌که دستانش را بر روی پیشانی پر چینش قرار داده، به دوردست‌ها می‌نگرد و می‌گوید: این روستا از چهار طرف به کوه متصل است و شاید همین ویژگی کوهپایه‌ای بودنش او را از امکانات مقدماتی و جزئی هم محروم کرده است.

پیشروی گرگ‌ها به داخل روستا

یکی دیگر از اهالی این روستا بابیان اینکه شغل مردم در این منطقه کشاورزی و دامداری است، می‌گوید: متأسفانه در چند سال اخیر تعداد گرگ‌ها از گوسفندان دامداران این روستا پیشی گرفته است.محمد چاحوضی با لبخندی شیرین می‌افزاید: گرگ هم گرگ‌های قدیم حداقل از پارس سگ گله که حساب می‌بردند.

بنا به گفته وی که خود نیز از دامداران این روستا است کشتن هر گرگ جریمه میلیونی دارد بنابراین مسئولان باید به فکر آن دسته از دامدارانی باشند که هزینه زندگی‌شان را از این زمینه تأمین می‌کنند.وی بابیان اینکه تعداد گرگ‌ها در فواصل مشخصی زیادتر می‌شود، می‌افزاید: در سال گذشته، گرگ‌ها با ورود به داخل روستا باعث رعب و وحشت روستاییان شده بودند.

نهادی برای پاسخگویی به ضررهای وارده توسط گرگ‌ها وجود ندارد

چاحوضی خواستار جمع‌آوری گرگ‌ها شده و می‌افزاید: وقتی نهادی برای پاسخگویی به ضررهای وارده توسط گرگ‌ها وجود ندارد، حتماً نهادی برای جمع‌آوری این حیوانات وحشی وجود دارد.نماینده دامداران روستای چاحوض گرگ‌ها را تهدیدی برای نابودی مردم و دامداران می‌داند و می‌گوید: در طول دو ماه در سال اخیر تعداد ۳۰ رأس از گوسفندان را کشته‌اند و صدمات جبران‌ناپذیری را به دامداران وارد کرده‌اند.

محمدحسین رحمتی راد بابیان اینکه سال ۹۱ موردحمله ۵ گرگ قرار گرفتم، می‌افزاید: در اثر این حمله ضررهای زیادی به قلب، ریه و عضلات تنفسی من واردشده که هیچ مسئولی پاسخگو نبوده است.وی تأکید می‌کند: اگر این گرگ‌های گرسنه جان مرا می‌گرفتند چه کسی مسئول پاسخگویی به خانواده‌ام بود.نماینده دامداران روستای چاحوض در پایان بابیان اینکه این گرگ‌ها از روشنایی روز، انسان و حتی ماشین ترسی ندارند، بیان کرد: جریمه کشتن هر گرگ بالغ‌بر پنج میلیون تومان برآورد شده است که پرداخت این مبلغ در توان دامداران این منطقه نیست.

خشکسالی در روستا بیداد می‌کند

یکی دیگر از اهالی روستا  می‌گوید: این کوچه‌های خاکی و قلعه ۴۰۰ ساله روستا که بیشتر آن به‌مرور زمان تخریب‌شده، مطمئناً برای میراث فرهنگی هم دیگر ارزشی ندارد و گرنه با این‌همه پیگیری، اقدامی برای مرمت این خانه‌ها و کوچه‌ها انجام می‌شد.محمدحسین چاحوضی که مدت ۱۲ سال عضو فعال شورای اسلامی این روستا بوده است، ادامه می‌دهد: فقط ۱۲ سال از عمرم را برای آب‌رسانی و دریافت انشعاب آب تلف کردم.

وی بابیان اینکه خشک‌سالی در این روستا بیداد می‌کند، می‌افزاید: اهالی اینجا برای استحمام و شستشو مشکل‌دارند و حتی از کمترین امکانات بی‌بهره‌اند.

قنات آخرین بارقه و امید روستاییان

کمی آن‌طرف تر، منبع آب آشامیدنی در مقابل چشمان ما ظاهر می‌شود.دهیار روستا هم در این رابطه به می‌گوید: هر ۱۵ روز یک تانکر برای اهالی این روستا که بیش از ۴۰ خانوارند، آب آشامیدنی می‌آورد و این میزان آب به‌ هیچ‌ عنوان کافی نیست.

علی کرامتی نیا با تأکید بر اینکه در صورت بی‌توجهی به تأمین آب، روند مهاجرت از روستا با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت، می‌افزاید: قنات روستا که به استخر منتهی می‌شود و تنها امید زندگی روستاییان است به نظر می‌رسد تا چند سالی نه‌چندان دور از همین میزان آب هم خبری نباشد.وی با اشاره به اجرای طرح هادی در روستا می‌گوید: آسفالت کردن کوچه‌های روستا نیازمند اجرای طرح هادی است که در دو سال گذشته زمینه‌هایی برای اجرای این طرح فراهم شد اما به دلیل کمبود اعتبار به حال خود رهاشده است.

کرامتی نیا با انتقاد از کمبود اعتبار درزمینهٔ اجرای برنامه‌های مختلف در روستا، ادامه می‌دهد: برگزاری کلاس‌های مختلف تابستانی، احداث خانه بهداشت، احداث زمین ورزشی برای کودکان و نوجوانان نیازمند اعتبارات کلان است.

جبران خسارت حمله گرگ‌ها به محیط ‌زیست مربوط نمی‌شود

مدیرکل حفاظت محیط‌زیست خراسان جنوبی  در پاسخ به درخواست دامداران روستای چاحوض، می‌گوید: حمله گرگ به گوسفندان به ما ربطی ندارد و در خصوص پرداخت خسارت وارده پاسخگو نیستیم.پرویز آرامنش بابیان اینکه گرگ‌ها برای حمله کردن از ما دستور نمی‌گیرند، می‌افزاید: دامداران باید دام‌های خود را بیمه کنند و خسارت وارده را از بیمه دریافت کنند.

وی در ادامه می‌گوید: اگر گرگی توسط دامدار یا فردی کشته شود به دادگاه شکایت می‌شود و بنا بر اظهار دادگاه جریمه کشتن گرگ اعلام می‌شود.وی ادامه می‌دهد: جریمه کشتن هر گرگ بالغ‌بر یازده میلیون تومان است.

ارتقای جاده چاحوض – شوشود از پروژه‌های اولویت‌دار است

رئیس اداره نظارت برساخت راه‌های روستایی راه و شهرسازی خراسان جنوبی با اشاره به نوسازی و ارتقاء راه‌های روستایی بیان داشت: ارتقاء جاده چاحوض – شوشود از پروژه‌های اولویت‌دار است که امید است با تخصیص اعتبار عملیات اجرایی این پروژه شروع شود.مؤدی ادامه داد: تاکنون عملیات ارتقاء محور قسمتی از شوشود تا روستای چاه طلب انجام‌شده است.

وی در ادامه تأکید کرد: مابقی محور این جاده نیاز به ارتقاء دارد که ارتقاء جاده چاحوض – شوشود از پروژه‌های اولویت‌دار است.رییس اداره نظارت برساخت راه‌های روستایی راه و شهرسازی خراسان جنوبی در خصوص اعتبارات اختصاص‌یافته جهت ارتقاء محورهای روستایی، اظهار داشت: در سال ۹۳ مبلغ ۶۹۱ میلیون تومان اختصاص یافت که از این مقدار تاکنون فقط مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان تخصیص‌یافته است.

کم‌کم شب چادر سیاهش را بر آسمان می‌کشد و حکایت نامه مردمان چاحوض می‌رود تا روزی دیگر و برگی دیگر را تجربه کند. شاید این ورق پایانی بر داستان غم‌انگیز روستای فراموش‌شده و ناتنی بیرجند باشد. چاحوض را با همه مشکلاتش ترک می‌کنم، تنها به این امید که مسئولان استان با نگاهی به مشکلات مردم روستا و توجه به آن، مرهمی بر زخم‌ها و آلام آنان بگذارند.

درباره ی مهدی ذاکری

خواست خدا ، باعث شد قطعه ای از ایران زیبایمان را ببینم و بشناسم ، علاقه ام برای ایران شناسی بیشتر شد تا شاید عمل کرده باشم به گفته خدای مهربانم " سیرو فی الارض..." . از آنجایی که این سیر در آفاق ، هزینه بردار است ، اقتصاد نیز اصل مهمی است که اخبارش را تقدیمتان می کنم.

مقالات مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *