پست وبلاگ

اعتراف به یک نکته – قتل بزرگ در تبریز

اعتراف به یک نکته – قتل بزرگ در تبریز

گروه ورزش و سرگرمی اکوتو ؛ اشتباهات داوری بر علیه تیم های پرهوادار بازتاب گسترده تری در محافل عمومی و اصحاب رسانه ها دارد و به همین نسبت، آثار مخرب تری نیز در جامعه خواهد داشت. از این رو حساسیت ها گاهی بیشتر از شرایط نرمال جلوه میکند. بر این، وظیفه سنگین کمیته داوران در چینش و نظارت بر بازیهای تیمهای پرهوادار و کنترل شرایط، بیش از پیش مشخص می شود. هرگونه اهمال کاری در وظایف ویا تصمیمات غیر کارشناسی شده ممکن است لطمات جبران ناپذیری بر پیکره فوتبال کشور وارد سازد. که یکی از تبعات آن در استادیوم های خالی تیم های نمود پیدا میکند. این، یک بحران بزرگ است اگرچه مدیران ما بسادگی از کنار آن عبور می کنند. مسأله هوادار در فوتبال، مسأله شرط لازم در یک قضیه دو شرطی است. موضوعی که برخی مدیران ما بسادگی از کنار آن عبور می کنند. عده ای نمیتوانند بخوبی از پس وظایف محوله بر آیند و این چنین ریشه ورزش گرایی در کشور در حال خشک شدن است. گاهی ما از علل سرمایه گذاری های کلان دولت ها در جذب هوادار در استادیوم ها غافل می شویم. بودجه ای که صرف چنین اموری می شود در مقایسه با هزینه های تعدیل فساد و بدرفتاری های اجتماعی بسیار ناچیز است. اگر مسؤلی در اموری غفلت کند ویا نتواند از پس وظیفه محوله، بخوبی برآید در بلند مدت یک بحران آفریده می شود.

تراکتورسازی از بدو بازگشت به لیگ برتر یکی از تیمهایی بوده است که از جانب داوری صدمات بسیاری دیده است، این آسیب در دو بخش کمی و کیفی صورت پذیرفته است. سنگین ترین آسیب کمی مربوط به سال اول حضور دوباره در لیگ برتر می شود. تراکتورسازی در فصل۸۹-۸۸، به گواه کارشناسان، ۱۷ امتیاز از اشتباهات داوری از دست داد! و تنها ۲ امتیاز از همین اشتباهات داوری سود برد که آن بازی در برابر تیم ابومسلم رخ داد. در پایان، ابومسلم به دسته پایین تر سقوط کرد. تراکتورسازی در پایان فصل، با ۴۷ امتیاز در رده هفتم جدول قرار گرفت که با احتساب آن ۱۵ امتیاز و بدون کسر امتیازات از تیم های رودر روی تراکتور- ذی نفع اشتباهات داوری – با ۶۲ امتیاز به رده دوم صعود می کرد!

در فصل ۸۹-۹۰ اگرچه اشتباهات داوری در قبال تراکتورسازی کمتر از فصل گذشته بود اما همچنان یک رقم غیر قابل توجیه می نمود. ۱۱ امتیاز متضرر از اشتباهات داوری از تراکتوری که تنها با اختلاف ۱ امتیاز سهمیه را از دست داد می توانست قهرمان بلامنازع فصل سازد.

چنانچه از اتفاقات فصل قبل صرف نظر کنیم، بزرگترین آسیب کیفی که تراکتورسازی از جامعه داوری دید، مربوط به فصلی ست که محسن ترکی یک تنه معادلات قهرمانی را بر هم زد. اشتباهات داوری در آن فصل اگرچه در حد چند امتیاز بود اما از نظر کیفی بسیار تأثیرگذار بود. این اشتباهات در برابر حریفان مستقیم تراکتور- استقلال تهران و سپاهان اصفهان – روی داد.

فصل بعد، اشتباهات تأثیر گذار محسن قهرمانی – داور جنجالی که در میانه راه از ادامه فعالیت ها محروم شد – در دومین ناکامی بزرگ تراکتور دخیل بود.

و بالاخره اشتباهات فصل قبل که همانند تیری بر پیکره روح نیمه جان هوادار رها شد. تنها استادیوم گرم ایران از رونق باز ایستاد! یادگاری که زمزمه نام آن، روح یخ زده این سالهای استادیوم های دیگر کشور را آب میکرد حالا خود منجمد شده است. بله، آن جمعه نه یک تیم برد و نه یک تیم باخت. آن جمعه، یک قتل اتفاق افتاد. روح فوتبال کشته شد. آنها همانند فیلمهای شرلوک هولمز مسأله را به یک خودکشی مربوط دانسته اند تا پرونده به سادگی آب خوردن بسته شود. قاتل(ـین) آزادانه می چرخد اما این پرونده تا ابد برای مردم فوتبالی باز خواهد ماند.

اگرچه در ظاهر امر مسؤلان بر اشتباهات خود معترف نبودند اما در عمل توجه به یک نکته ظریف، یک مسأله مهم را بازگو میکند: هیچ داور سرشناسی تا هفته پنجم بازی های تراکتورسازی را قضاوت نکرده است! و جالب تر اینکه تا کنون اشتباهات تأثیر گذاری از سوی این داوران روی نداده است. حتی برای بازی مهم هفته ششم از یک داور جوان تر استفاده شده است. رفتاری که خود بر شائبه های پیشین کمیته داوران می افزاید، چرا داوران سرشناس فوتبال ما نمی توانند به اندازه همتایان کم تجربه و گاهاً بی تجربه کارایی داشته باشند؟ اما از سوی دیگر تا همین هفته پنجم، متهمین اصلی برای سپاهان سوت زده اند که حسابی سر و صدای فوتبالی ها را بلند کرده است.

درباره ی طاهر صاحبی

مقالات مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *