پست وبلاگ

استادیومی که به خالی ماندن عادت می کند – چه بر سر هوادار تراکتور آمده است!؟

استادیومی که به خالی ماندن عادت می کند – چه بر سر هوادار تراکتور آمده است!؟

فریضه ای که به عادت تبدیل شود، بدعت می شود و بدعت ها، خوب یا بد بالاخره به فراموشی سپرده خواهند شد.استادیومی که سکوهایش روز به روز خالی تر از دیروز می شود ما را بفکر وا می دارد، اینکه پیرامون ما چه رخ داده است؟ آیا سطح توقعات ما تغییر کرده است؟ آیا مسیر ما گمشده است یا اینکه دیگر اصلاً هدفی وجود ندارد!؟

روزگاری صدای ما، تعطیلات آخر هفته، تفریح و حتی برخی باورهایمان همه و همه در استادیوم یادگار امام(ره) بر همدیگر پیوند میخوردند. برد و باخت ها، ستاره ها در اولویت اول نبودند. اولویت اول، در حضور ِ خود ما خلاصه می شد.

حالا شرایط کمی متفاوت شده است، موضع ها عوض شده است، رسالت ها تغییر کرده است و فلسفه وجودی حضور ما تحریف شده است. بهانه تراشی ها آغاز شده است. این روزها کوچکترین بهانه ممکنه موجب ریزش خیل عظیمی از هواداران می شود.

ایده ای که یک نویسنده را مجاب بر خلق موضوعی با نام “یکشنبه سیاه” میکرد و در پس ِ آن، استادیومی سیاه پوش می شد، کجاست!؟ گروه هایی که داوطلبانه خالق این ایده ها بودند کجا رفتند؟ ما “بنام یک بازی” یک کشور را در پس یک حادثه ناگوار متوجه مناطق مصیبت دیده و محروم ساختیم تا خیل کمک های هموطنان از جای جای کشور بر آن سرازیر شود. بدون شک هیچ تحلیل گری به مانند خود ما نمی تواند مسأله خالی شدن استادیوم یادگار را آسیب شناسی کند. ما بودیم، هستیم و میدانیم چه رخ داده است! خسته ایم اما هنوز زنده ایم.

تابویی که ما بیکباره با حضورمان آن را درهم شکستیم، هیچ تیمی نتوانست در این یک دهه آن را با جام های زرین بشکند. مقام های بدون هوادار هیچ اسپاسنر و رسانه داخلی را نتوانست مجاب بر دیده شدن کند. امروزه تراکتور تبدیل به یک برند شده است و آن فقط و فقط به واسطه حضور هوادار بوده است. چشم های آسیا را به خود خیره کرده است. صحبت در باره تیمی است که سه بار متوالی در مرحله گروهی حذف می شود، تیمی که سه بار متوالی قهرمانی لیگ برتر را از دست میدهد، اما یک برند شده است. تابو شکسته است. بدعت های غلط را شکسته است. اما این روزها خود زنی میکند. چند دستگی فریاد می زند. تراکتور تنها مانده است، هوادار، دیگر آن هوادار سابق نیست.

ظاهراً ستاره ، کادر فنی، نتایج، مدیر، همه و همه در حضور یا عدم حضور او نقش اساسی بازی می کند!
هوادار، یخ زده است. هواداری که در سرمای ۲۰- درجه تبریز، آسمان و زمین یادگار را ذوب می کرد حالا در گرمای سوزان تابستان یخ زده است.

این روزها، تبریز در غیاب ما به بهشت عدن ِ تیم ها تبدیل شده است. بهشتی که روزگاری جهنم حریفان بود حالا از هوادار، نم کشیده است.

واقعیت این است که تغییر کرده ایم. نانی که نان روغنی شود لابد دیگر با نمک سازگاری نخواهد داشت اما نمک ِ این نان و نمک در همین نمکش بود، هست و خواهد بود.

شاید وقت آن رسیده است که دوباره قلم های مسکوت سر از مهرها باز کند، وقت آن رسیده است که بند کفش ها دوباره محکم شود. گاهی باید عهد ها را شکست تا ماندگار شد.

درباره ی اکوتو

اکوتو ، یعنی اقتصاد و گردشگری در خدمت هم ، در کنار هم ، گردشگری صرف برای قشر مرفه جامعه است و اقتصاد صرف ، برای کسانی است که فکر می کنند زندگی فقط پول است ! باید پول درآورد و از زندگی لذت برد ، گردشگری شاید بهترین لذت دنیاست...

مقالات مرتبط

1 دیدگاه در “استادیومی که به خالی ماندن عادت می کند – چه بر سر هوادار تراکتور آمده است!؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *