پست وبلاگ

چشم‌هایی که احتضار مینا را نمی‌بینند

چشم‌هایی که احتضار مینا را نمی‌بینند

یکی از دغدغه‌هایی که شاید خواب راحت را برای مسئولان کشور حرام کرده، موضوع اشتغال است و برای برطرف‌کردن این معضل، هر دولتی که روی کار آمده است، یکی از گزارش‌های مهم خود را به این موضوع اختصاص داده است؛ به طوری که شاید شاخصی برای عملکرد دولت‌ها هم محسوب می‌شود.

اما حوزه‌ای که می‌تواند اشتغالی فراوان و با هزینه بسیار کم برای جوانان ایرانی ایجاد کند که البته بسیار هم مورد غفلت مسئولان قرار گرفته است، حوزه صنایع دستی است که به گفته مسئولان این امر، با هزینه ۱۰ میلیون تومانی در آن می‌توان یک شغل ایجاد کرد؛ حال اگر تنوع صنایع دستی که در حال حاضر بیش از ۳۶۰ رشته در سراسر کشور وجود دارد و همین تنوع ایران را سرآمد کشورهای دنیا کرده است را در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که به واقع صنایع  دستی می‌تواند ناجی مشکل بیکاری کشور شود.

اما افسوس از مدیران و مسئولانی که باید به این حوزه نگاه پررنگ و پرتوجهی داشته باشند، ولی هنوز چشم خود را از نفت و درآمدهای نفتی برنداشته‌‌اند و با بی‌اعتنایی از کنار هنر ایرانی و هنرمندانی که توان و هنر خود را برای ارتقای فرهنگ این کشور به کار بسته‌اند، عبور می‌کنند.

یکی از رشته‌های چشم‌نواز و روح‌انگیز صنایع دستی، رشته «مینای خانه‌بندی» است و برای بررسی اوضاع این رشته در ایران به سراغ زهرا احمدی خطیر، دانشجوی ترم آخر فوق‌لیسانس هنرهای اسلامی و یکی از معدود افراد موجود در این رشته و رفتیم و پای درد دلش نشستیم؛

139406101651576056008354

*تسنیم: در ابتدا در باره هنر مینای خانه‌بندی توضیحاتی ارائه دهید.

*خطیراحمدی: هنر مینای خانه‌بندی یا هنر مینای ملیله، یکی از قدیمی‌ترین هنرهای تزئینی ایران است که از گذشته‌های بسیار دور برای تزئین ظروف و زیورآلات استفاده می‌شده و پیشینه آن به زمان هخامنشیان و شاید قبل از آن برمی‌گردد؛ لذا شکی نیست که برجسته‌ترین و بزرگترین هنرمندان این رشته ایرانی بوده‌اند؛ شاهد این حرف، مینای نارنجی رنگی است که بر روی تخت سفری نادرشاه افشار به زیبایی هر چه تمام‌تر به کار رفته است که نمونه آن را در هیچ جای جهان نمی‌توان پیدا کرد.

این رشته را همه به ایران نسبت می‌دهند، چون اولین مینای خانه‌بندی در ایران ساخته شد، ولی مدت‌ها برای این ادعا، کاوش باسان‌شناسی صورت نگرفت تا اینکه در چغارزنبیل آثار این هنر ایرانی کشف شد؛ البته برخی از باستان‌شناسان آن را با مرصع‌کاری اشتباه گرفتند در حالی که این هنر با مرصع‌کاری اختلافاتی دارد؛ مثلاً اینکه در داخل مرصع، سنگ می‌گذارند و دیوارش ضخیم است ولی در داخل مینای خانه‌بندی سنگی وجود ندارد و دیوار آن نازک است؛ این هنر در حال حاضر بیشتر در تبریز فعال است.

*تسنیم: یکی از مواردی که بیشتر هنرمندان صنایع دستی از آن ناله سر می‌دهند، موضوع مواد اولیه است؛ اوضاع مواد اولیه این هنر در ایران چگونه است؟

*خطیراحمدی: ببینید! متأسفانه مواد اولیه این هنر بسیار گران است، مواد اولیه این هنر، در حال حاضر وارداتی است و بیشتر از کشورهای چین و هند وارد می‌شود،ما در نظر داریم که مواد اولیه ایرانی تهیه کنیم؛ برای تهیه مواد اولیه ایرانی باید آزمایشات مختلفی را انجام داد، لذا نمی‌توانیم تعداد تست را با توجه به اینکه مواد اولیه هزینه بالایی دارند، افزایش دهیم، در یک سال و نیم اخیر ۶ ماه پروسه مطالعاتی را سپری کردیم و یک سال هم روی این مواد تست گرفتیم تا بتوانیم این مواد را در ایران تولید کنیم و هزینه‌ها را  کاهش دهیم؛ موضوع کمبود کوره هم مشکل دیگری است.

139406101651269196008334

ما توانستیم برخی از مواد اولیه را به رنگ‌های آبی فیروزه‌ای، سبز یشمی و سبز چمنی را بسازیم که این موفقیت بزرگی محسوب می‌شود، اما این مواد اولیه ساخته‌شده را بعد از تهیه به دانشگاه تهران فرستادیم اما آنها گفتند که در حیطه کاری ما نیست و حتی حاضر نشدند این موفقیت را در مجله خودشان هم چاپ کنند.

در حال حاضر اصلا‌ً حمایتی صورت نمی‌گیرد و از طرفی آگاهی مردم هم بسیار کم است، همچنین متأسفانه مواد اولیه و محصولات چینی مینای خانه‌بندی وارد ایران می‌شود و مردم هم اطلاعی از نوع کیفیت و ایرانی‌بودن یا چینی‌بودن آن ندارند.

*تسنیم: یکی از دغدغه‌ها و نگرانی‌ها در حوزه صنایع دستی، کابردی‌نبودن محصولات آن است، آیا مینای خانه‌بندی در زندگی‌های امروزی، کابرد دارد؟

*خطیراحمدی: یکی از مهمترین کاربردهای این هنر، در زیورآلات است؛ همچنین مینای خانه‌بندی را می‌توان در دکوراسیون داخلی نیز استفاده کرد؛ گلدان‌های خانگی هم مصرف دیگر مینای خانه‌بندی است، از این هنر همچنین می‌توان در طرح‌ها و نقوش اسلامی استفاده کرد.

*تسنیم: قیمت این محصولات چگونه است؟

*خطیراحمدی: قیمت محصولات مینای خانه‌بندی به دلیل بالابودن هزینه مواد اولیه بالا می‌رود و اگر بتوانیم این مواد اولیه را بومی کنیم که تلاش ما همین است، می‌توانیم قیمت را کم کنیم؛ جالب است که مواد اولیه هم خود، قیمت‌های متفاوتی دارند:‌ مواد اولیه چینی،‌۴۵۰ تومان، هندی، ‌۶۰۰ تومان، آلمانی، ۱۲۰۰ تومان. لذا انگشتری که بخواهد با مواد اولیه ایرانی ۶ هزار تومان تمام می‌شود، با این مواد اولیه، به ۱۸ هزار تومان هم می‌رسد.

*تسنیم:در حال حاضر بزرگترین مانع در جلوی راه پیشرفت و رونق مینای خانه‌بندی در کشور چیست؟

*خطیراحمدی: یکی از بزرگترین مشکلات ما نبود نمایشگاه‌های عرضه محصولات‌مان است، در این زمینه نه نمایشگاه ملی داریم، نه اجازه داریم در نمایشگاه‌های بین‌المللی شرکت کنیم، حتی بازارچه‌های موقتی هم دراین زمینه فعال نیست؛ وقتی در نمایشگاه‌هایی مانند نمایشگاه تهران می‌‌خواهیم وارد شویم به ما می‌گویند: «افراد تازه‌کار و مبتدی نباید در این نمایشگاه وارد شوند»، در حالی که در این نمایشگاه‌ها معمولاً افرادی که محصولات‌شان را عرضه‌کردند، حضور می‌یابند و این کارها قبلاً دیده شده است.

اگر یکی‌دو غرفه در نمایشگاه‌های کشوری به ما بدهند، این رشته رونق می‌یابد؛ باید در نظر داشت که مردم طالب این هنر هستند، اما کسی اطلاع ندارد. در حال حاضر خیلی‌ کارها، رو به سمت موزه‌ای‌شدن پیش می‌رود، اینگونه شده است که افراد هنرمند،‌ مجبورند محصول خود را با قیمت ۱۰۰ هزار تومان به گالری‌دار تهران در خیابان ویلا بفروشند و البته می‌داند که گالری‌دار، آن را با قیمت یک میلیون تومان خواهد فروخت، و هنرمندان هم چاره‌ای ندارند.

139406101650556556008314

بزرگترین مشکل ما نبود ویترین فروش است و راه‌نیافتن به نمایشگاه‌های کشوری؛ این اتفاق موجب می‌شود که مردم کالای چینی بی‌کیفیت بخرند؛ جای تأسف دارد که غربی‌ها نمادهای خود را از طریق این محصولات، وارد ایران می‌کنند و ما که می‌خواهیم نمادهای ایرانی را با این محصولات به ایرانی‌ها عرضه کنیم، اجازه نمی‌یابیم.

*تسنیم: وضعیت آموزش در این حوزه چگونه است؟ ما در برخی از رشته‌های صنایع دستی متأسفانه اوضاعی را می‌بینیم که اصلاً خوب نیست، اینکه اساتیدی که فن آن رشته را بلدند، به دلیل کمبود فروش و رونق آن رشته، شاگردان کمی به حضورشان می‌رسند، لذا علم این رشته‌ها هم در سینه‌های این اساتید به دنیال فوت‌شان دفن می‌شوند.

*خطیراحمدی: ببینید! متأسفانه اشتیاق فارغ‌التحصیلان در این حوزه کم است، آن هم به دلیل عدم استقبال مردم و دلیل عدم استقبال مردم هم دوباره به موضوع عدم داشتن ویترین برای فروش برمی‌گردد؛ در حال حاضر این هنر در دانشگاه تدریس می‌شود اما علاقه برای ورد به این حوزه کم است و ادامه این روند موجب می‌شود این هنر در خطر نابودی قرار گیرد.

تقریباً می‌توان گفت که هیچ حمایتی از این هنر صورت نمی‌گیرد و به جرأت می‌توان گفت تعداد افرادی که روی این هنر به صورت حرفه‌ای کار می‌کنند، کمتر از ۵۰ نفر هستند.

139406101650198356008285

ما برای این رشته زحمت می‌کشیم و امیدواریم مورد توجه مسئولان مربوطه قرار گیریم؛ این رشته برای اینکه بخواهد بماند، به توجه مسئولان نیاز دارد، خیلی از موارد هم حمایت پولی نیست، همینکه ما را در نمایشگاه‌ها راه دهند نیز شاید کافی باشد و اینک کمک نند تا مواد اولیه ایرانی را بسازیم که در این صورت روی آوری به این رشته صنایع دستی بیشتر می‌شود.

البته به این نکته هم باید توجه داشت که اروپائیان، بسیار به این هنر علاقه دارند واین هنر نزد آنان خواهان زیادی دارد، اگر معاونت صنایع دستی زمینه حضور هنرمندان این رشته در نمایشگاه‌های بین‌المللی را فراهم کنند آن موقع خواهید دید که رونق به این رشته برمی‌گردد.

درباره ی اکوتو

اکوتو ، یعنی اقتصاد و گردشگری در خدمت هم ، در کنار هم ، گردشگری صرف برای قشر مرفه جامعه است و اقتصاد صرف ، برای کسانی است که فکر می کنند زندگی فقط پول است ! باید پول درآورد و از زندگی لذت برد ، گردشگری شاید بهترین لذت دنیاست...

مقالات مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *